احادیث قدسی بخش اول . بانگ رحیل

خداوند سبحان خطاب به آدمی میفرماید :

1- توشه را افزون کن ، که راه {آخرت و رسیدن به سعادت } دور است

2- عمل { گفتار و کردارت } را خالص گردان ، که حسابرس بیناست

3- خفتن خویش را به تاخیر انداز و آن را برای درون قبر بگذار

4- برای من باش تا من نیز برای تو باشم

5- فخر کردنت را برای هنگامه بر پائی میزان در قیامت بگذار

6- با سبک شمردن دنیا ، به من نزدیک شو و تقرب بجوی

7-با دشمن داشتن فاجران و بدکاران و نیز دوستی با ابرار و نیکان ، خویشتن را از آتش دور بدارو بدان که خداوند پاداش نیکو کاران را تباه نمی سازد.

آید آنروز که من هجرت از این خانه کنم

از جهان پر زده ، در شاخ عدم لانه کنم

رسد آن حال که در شمع وجود دلدار

بال و پر سوخته ، کار شب پروانه کنم

شود آیا از این بتکده ، بر بندم رخت

پر زنان ، پشت بر این خانه بیگانه کنم     دیوان حضرت امام رحمه ص 158

/ 6 نظر / 33 بازدید
امين

سلام ضمن تبريك اعياد شعبانيه حضور جنابعالي و همه دوستداران اهل بيت . استفاده كردم جالب بود .

سيد روح ا...

سلام عباس آقا اعياد شعبانيه بر شما و تمامي ولايتمداران مبارك. اميد وارم هميشه موفق باشي . هرچند گاهي به وبتان سر ميزنم . مطالب خوب و خلاصه و بسيار بامحتوا ي داره .

مهاجرغریب

این روزها مدام دل، هوای بوی ضریح می كند مدام دلتنگ است بیقرار و بی تاب شده تصور لمس ضریح معطرت لحظه ای ارامم نمی گذارد می دانستم وقتی شیریینش به كامم نشست یقین داشتم برگشت همانا و دلتنگی همان!!!! مگر می شود طعم شیرینش را بچشی و دلتنگی نكنی؟!؟!؟! دلتنگم سخت دلتنگم دلتنگ ضریح، دلتنگ رواق،دلتنگ گنبد طلا دلتنگ كبوترها دلتنگ بین الحرمینت كه ابتدا و انتهایش را خیره به گنبد طلایت می شدم. دلتنـگـــــم مولا دلتنگ سلام علمدار باوفایت ... «ادخلوها بسلام امنین» سلام.. اعیاد با برکت شعبانیه بر شما مبارک.[گل][گل][گل]

منتقم

سحرگاهان به قصد روزه داری // شدم بیدار از خواب و خماری برایم سفره ای الوان گشودند // به آن هر لحظه چیزی را فزودند برنج و مرغ و سوپ وآش رشته // سُس و استیک با نان برشته خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم // کمی از این کمی از آن چشیدم پس از آن ماست را کردم سرازیر // درون معده ام با اندکی سیر وختم حمله ام با یک دو آروغ // بشد اعلام بعداز خوردن دوغ سپس یک چای دبش قند پهلو // به من دادند با یک دانه لیمو خلاصه روزه را آغاز کردم // برای اهل خانه ناز کردم برای اینکه یابم صبر و طاقت // نمودم صبح تا شب استراحت دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا // کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا به افطاری برایم شد فراهم // زدم تو رگ کمی از زولبیا هم وسی روزی به این منوال طی شد // نفهمیدم که کی آمد و کی شد به زحمت صبح خود را شام کردم // به خود سازی ولی اقدام کردم به شعبان من به وزن شصت بودم // به ماه روزه ده کیلو فزودم اگرچه رد شدم در این عبادت // به خود سازی ولیکن کردم عادت خدایا ای خدای مهر و ناهید // بده توش و توانی را به« جاوید» که گیرد سالیان سال روزه // اگرچه او شود از دم رفوزه یاعلی التماس دعا[گل][گل][گل]